|
داستان آنلاین یک وبلاگ مخصوص تایپ رمان های جدید
| ||
|
كامیاب نقاش است و پس از مرگ پدر در خانهای مجلل با مادرش زندگی میكند .مادر او ثریا زنی است مادی و ظاهر بین .ثریا تصمیم دارد به همراه كامیاب به اروپا برود .كامیاب به رغم علاقهای كه به ایران دارد ترك وطن میگوید .پس از مدتی ثریا از پسرش میخواهد با مرجان ازدواج كند .مرجان در آلمان زندگی میكند و قرار است به زودی به ایران برگردد .آقای سهرابی دوست خانوادگی آنها با فرستادن چند عكس از مرجان، زمینه آشنایی دو خانواده را فراهم میكند .كامیاب با این ازدواج مخالف است .او معتقد است مرجان مانند ثریا عقایدی پوچ و واهی دارد ;در حالی كه مرجان با ابراز علاقه نسبت به كامیاب سعی میكند او را راضی به ازدواج نماید، اما... [ شنبه 14 مرداد1391 ] [ 11:28 ] [ الهام.الف ]
ماه نو قسمت دوم کتاب گرگ و میش است که با کتابهای کسوف و سپیددم ادامه مییابد . در کتاب ماه نو داستان از هراس بلا برای بزرگ شدن شروع میشود و او حالا در آستانه سالروز تولدش میباشد و آلیس خواهر ادوارد میخواهد که برای او تولد بگیرد آنها در خانه ادوارد جمع میشوند و وقتی که بلا میخواهد کاغذ کادو را پاره کند دستش میبرد و قطرهای خون میاید و تحمل بوی خون برای آنها مشکل است .جاسپر تحمل خود را از دست میدهد و به بلا حمله میکند ادوارد بلا را دور میکند ولی باعث میشود که دست بلا آسیب ببیندد. باید ادوارد جدی فکر کند دوستی و عشق او کار درستی نیست و در حالی که بلا و ادوارد عاشق هم هستند ادوارد برای سالم ماندن بلا او را ترک میکند .بلا به شدت افسرده میشود. او با جیکوب دوست.... [ شنبه 14 مرداد1391 ] [ 11:26 ] [ الهام.الف ]
[ شنبه 14 مرداد1391 ] [ 11:24 ] [ الهام.الف ]
دکتر پژمان یک پژوهشگر است که در زمینه هوش مصنوعی افتخارات زیادی کسب کرده است و با ساختن ربات های هوشمند بسیار مورد توجه قرار گرفته است ، دکتر پژمان در زمان دانشجویی به دختری زیبا به نام نیکا دل می بندد ولی نیکا در یک سانحه رانندگی می میرد. در طی سالهای بعد دکتر پژمان در فکر این است که نیکا را دوباره به دنیا بازگرداند بنابراین تصمیم به ساخت ربات پیشرفته ای می گیرد . بارها شکست می خورد ولی موفق می شود ربات انسان نمایی بسازد. دکتر پژمان اسم این ربات را نیکیتا می گذارد و سعی می کند روزش را با او بگذراند. نیکیتا چهره ای شبیه نیکا دارد و یادبودی از عشق گذشته دکتر است .... [ شنبه 14 مرداد1391 ] [ 11:22 ] [ الهام.الف ]
روایت عشق را بارها از زبان بسیاری شنیده ایم . ولی امروز نگاهی دیگر گونه از لطافت و زیبایی عشق را می آزماییم... [ شنبه 14 مرداد1391 ] [ 11:19 ] [ الهام.الف ]
رمان در مورد دختری به نام آنیتائه که خیلی اتفاقی واسش جور میشه که برای یه خانواده کار کنه...این خانواده یه دختر و دو تا پسر دارن و غیره و غیره و غیره..... [ شنبه 14 مرداد1391 ] [ 11:14 ] [ الهام.الف ]
چند روزی است که “پریماه” توسط یک مرد با صورت پوشیده در شال گردن و عینک دودی تعقیب می شه و در حالیکه پدر و نامادریش نگران این مساله هستند، پریماه به دنبال تحلیل احساس جدیدش نسبت به امید ستوده بازیگر جوان سینماست . رابطه امید و پریماه خوب پیش میره اما ورود پویا ………
[ یکشنبه 14 اسفند1390 ] [ 11:59 ] [ الهام.الف ]
![]() در اين داستان، جواني به نام (شاهين) پسر عمويي به نام (منصور) دارد كه دوست صميمي اوست. زماني كه (منصور) از غيبت او نگران ميشود، در جستجوي نشانهاي از او، اتاق (شاهين) را وارسي ميكند و با دفتر خاطرات او روبرو ميشود. (شاهين) در اين دفتر تعريف ميكند كه چگونه زماني كه او به دنيا آمده، مادرش دختر بودن او را از همه پنهان كرده و به همه گفته كه او پسر است...
[ پنجشنبه 27 بهمن1390 ] [ 16:22 ] [ الهام.الف ]
![]() فروزنده دختر جوانی است که سال آخر دبیرستان است ، تابحال دوست پسری نداشته و کمی برایش ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف سخت است ، با اینحال به طور اتفاقی با برادر دوستش، ژوبین آشنا می شود و این دوستی تاثیر زیادی روش میذاره روزها می گذرد و ارتباط فروزنده و ژوبین بیشتر می شود و فروزنده به ژوبین دل می بندد ، او روز تولد ژوبین را از طریق ناژین متوجه می شود و سعی می کند روز تولد او را غافلگیر کند ولی آن روز ژوبین را همراه دختر دیگری می بیند و دلش می شکند اما...
[ پنجشنبه 27 بهمن1390 ] [ 15:47 ] [ الهام.الف ]
![]() كیوان تحصیلات پزشكی خود را به اتمام رسانده اینك با "ساغر "كه نقاش است آشنا میشود .او همیشه در كنار دریاچه پارك، محلی كه ساغر به نقاشی مشغول است، با او ملاقات كرده از او تقاضای ازدواج میكند .اما ساغر عاشق نیست و حتی احساس میكند كه علاقهای به كیوان ندارد، با این همه، با نوعی ارزیابی منطقی او را شوهری ایده آل مییابد و با او ازدواج میكند .كیوان طرز فكر عرفانی دارد .او عاشق شعر، دف و كمك به دردمندان است .كیوان پس از مدتی به این نتیجه میرسد كه برای رهایی از شهر به جایی دوردست در دامن طبیعت برود . از طرفی، ساغر كه اینك سخت به كیوان دل بسته است بیم آن دارد كه مبادا كیوان را از دست بدهد ......
[ پنجشنبه 27 بهمن1390 ] [ 15:46 ] [ الهام.الف ]
![]() قابل توجه دوستداران كتابهاي خوناشامي داستان در زماني اتفاق مي افته كه انسانها وجود خوناشامهارو پذيرفتندو همه در كنار هم زندگي مي كنند، دختري بنام سوكي كه داراي قابليت ذهن خوني هستش با يه خوناشام آشنا مي شه و رابطه عاشقانه اي رو با هم أغاز مي كننداما در اين بين قاتلي پيدا ميشه كه بطور مرموزي دخترهاىي رو كه با خوناشامها در ارتباط بودنندرو ميكشته، اما سوكي………
[ پنجشنبه 27 بهمن1390 ] [ 15:44 ] [ الهام.الف ]
![]() درمورد یک دختریه که عاشقانه خانواده اشو دوست داره وبه خاطر همین علاقه دست به یک فداکاری می زنه که ناگفته نماند نه تنها به ضررش تموم نمیشه بلکه به نفعشم هست
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 23:45 ] [ الهام.الف ]
![]() میرهوشنگ وارسته بزرگ خاندان وارسته پس از مرگش شوک بزرگی و به دو پسرش که بیست ساله ازگاره با هم اختلاف دارن و قهرن وارد میکنه... اون در وصیت نامه اش نوشته که ونداد و بلوط با هم ازدواج کنند تا به یمن این پیوند مبارک و اسمانی اختلافات کهنه دور ریخته بشه و کینه ها پاک بشن ... وصلت صورت میگیره... اما... !!!
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 23:39 ] [ الهام.الف ]
![]() ماسک هالووین کارلی بث چقدر وحشتناک و زشت است! به حدی که برادر کوچک ترش را تا سر حد مرگ ترساند... و البته وحشتناک تر از تصور کارلی بث است. شاید خیلی خیلی وحشتناک تر. چرا که هالووین تقریبا " تمام شده و کارلی بث هنوز ماسک مخصوص اش را به چهره دارد.
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 23:38 ] [ الهام.الف ]
![]() در مورد دختري به نام مهرشيده كه پدرش رو به تازگي از دست داده و سر قبر پدرش قسم ميخوره كه انتقامش رو بگيره و اين باعث ميشه وارد ماجراهايي بشه.....
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 23:36 ] [ الهام.الف ]
![]() یک نگاه ... یک جرقه ... یه شعله و یه عشق اشتباه .... پانته آ دختر ثروتمندیه که عشق قلبش رو لمس نکرده ، اما دلبسته مردی به اسم کیارش میشه بدون این که بدونه ....
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 23:32 ] [ الهام.الف ]
![]() تینا و کیوان، دو جوان عاشق پس از سالها دوری و جدایی با یکدیگر رو به رو میشوند اما همچون دو غریبه بیتفاوت از کنار یکدیگر میگذرند. بدون آنکه بدانند کسی که از کنارش عبور کرده همان عشق گمشده شان است که ناگهان زانوانشان سست میشود و قلبشان میلرزد. اندکی تامل میکنند و از خود میپرسند: آیا خودش است؟!..
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 23:31 ] [ الهام.الف ]
![]() خلاصه داستان : زندگی دختر جوانی است بنام يلدا که بنا به خواست پدرخوانده خود به صورت شش ماه با پسر پدر خوانده اش(شهاب) ازدواج میکند تا بنا به دلايلي مانند دو تا همخونه در کنار هم زندگی کنند و درمقابل ثروت پدر به صورت نصف نصف بینشون تقسیم بشه. این دو زندگی خود را درکنار هم آغاز میکنند و در اين داستان شخصيت شهاب خيلي مغرور و كم كم يلدا عاشق شهاب ميشود....
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 23:28 ] [ الهام.الف ]
![]() جمیله خیلی بلند پروازه و از وضعیت زندگیش راضی نیست. اون به دلایلی از پلیس می ترسه و ازشون دوری می کنه. سعی می کنه با پسرهای پولدار دوست بشه و خودش رو به اونا پارلا معرفی می کنه و همه ی تلاشش اینه که دلشون و به دست بیاره. یه روز به طور اتفاقی با سیاوش آشنا می شه که یه پلیسه… پارلا از اون خیلی می ترسه و فکر می کنه که سیاوش همه جا دنبالشه و اونو زیر نظر داره. تا این که متوجه می شه سیاوش برای یک ماموریت پلیسی روی اون حساب باز کرده….
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 23:25 ] [ الهام.الف ]
![]() شبحي خوفناك در زيرزمين هاي ساختمان اپراي پاريس مسكن گزيده . او بسيار باهوش و پر رمز و راز است و به گونه اي نامرئي تمام اتفاقات اپرا را تحت نظر دارد . اين شبح خوفناك عاشق يكي از بازيگران به نام كريستين دائه شده و با تردستي هاي خود به صورت فرشته موسيقي بر او ظاهر شده و سعي مي كند روح كريستين را در اختيار بگيرد .
[ جمعه 16 دی1390 ] [ 11:27 ] [ الهام.الف ]
![]() مهتا دختر زیباییست که در نوجوانی خیلی دوست داره تا زودتر بزرگ بشه، ولی وقتی میفهمه که با این بزرگ شدن، نگاهها را هم به دنبال خودش میکشه و پدر پولدار و طماعش با پیدا شدن یک داماد کم سواد و پولدار، قصد شوهر دادنش رو داره، دست به دامن مادر میشه تا لاقل تا اتمام تحصیلاتش حرفی از ازدواج او زده نشه. در این بین، فرزین که دانشجوست و برادر دوست صمیمی مهتاست، در یک فرصتی راز دلش را با اون در میان میگذاره و بهش میگه که در تمام این سالها دوستش داشته و ازش میخواد که به خاطر اون صبر کنه تا اون بتونه در کنار تحصیلش، پولی هم جمع بکنه تا مورد قبول پدر مهتا قرار بگیره. اما پدر مهتا از این ماجرا با خبر میشه و با طرح نقشه ای، فرزین را از زندگی مهتا دور میکنه و پسر شریک خودش را به اون پیشنهاد و به نوعی تحمیل میکنه تا اینکه...
[ جمعه 16 دی1390 ] [ 11:25 ] [ الهام.الف ]
![]() داستان دختر فقیری که بخاطر اشتباه خواهرش زندگی خانواده به بد بختی کشیده میشود...!
[ جمعه 16 دی1390 ] [ 11:22 ] [ الهام.الف ]
![]() ایلیا کوچکترین فرزند حاج مصطفی در شب تولد بیست سالگی اش می فهمد که فرزند واقعی پدرش نیست و برای پیدا کردن مادر و پدر واقعی اش راهی سفر می شود ، با دختری به نام مهسا آشنا می شود و از طریق او مادر واقعی اش را پیدا می کند ،مادرش درباره بدی هایی که پدر به او کرده می گوید و ایلیا سعی می کند هر طور که شده پدرش را پیدا کند و انتقام بدرفتاری های پدرش را بگیرد ، در این بین عاشقانه به مهسا دل می بندد ولی پدر مهسا مخالف ازدواج آنهاست...
[ جمعه 16 دی1390 ] [ 11:21 ] [ الهام.الف ]
![]() پروانه تنها دختر یک میلیونر، عاشق رامین که بازیگر هست میشه و همه جا به دنبالش میره حتی خارج از کشور برای دنبال کردن بازی اون از طرف دیگه مهران دوست صمیمی رامین سعی میکنه پروانه رو از عشق رامین دور کنه. بعد از کش و قوس زیاد بالاخره پروانه و رامین با هم ازدواج میکنن ولی یک ماه بعد از ازدواجشون در شبی که مهران در یک سانحه تصادف میمیره، رامین از پروانه متنفر میشه و ازش می خواد که از هم جدا بشن. پروانه نمی دونه چه اتفاقی افتاده و ....
[ پنجشنبه 26 آبان1390 ] [ 11:5 ] [ الهام.الف ]
![]() میترا در خانواده ای مردسالار به دنیا امده که دختر را ننگ خود می دانند و به او اجازه ی فعالیت های زیادی را نمی دهند. او با پسری به نام سعید اشنا می شود. اما جرات ابراز عشق و علاقه اش به وی را در خانواده ندارد تنها خواهر بزرگ تر وی در جریان موضوع است که ازدواج کرده اما او هم کاری برای خواهرش نمی تواند انجام دهد. سعید به خواستگاری میترا می اید اما به جرم نداشتن پدر از سوی خانواده ی میترا مورد تایید قرار نمی گیرد. دختر و پسر جوان به رابطه ی پنهانی خود ادامه می دهند و پنهانی با یک دیگر ازدواج کرده و از تهران می گریزند. میترا بعدها تاوان اشتباه خود را پس می دهد اما دیگر دیر شده و کاری از دستش برنمی اید …
[ یکشنبه 22 آبان1390 ] [ 10:55 ] [ الهام.الف ]
![]() در مورد پسری به نام آریاست که به تازگی یک شکست عشقی را تجربه کرده و به دنبال گرفتن انتقام از دخترانی است که در اطراف او هستند، برادر آریا، آراد، با پرستو یکی از هنرجویان خود ازدواج می کند این وصلت موجب آشنایی آریا با لیلی، دختر خاله پرستو، می شود…
[ جمعه 13 آبان1390 ] [ 19:41 ] [ الهام.الف ]
![]() اين رمان درباره يه دختريه كه با خواهرش زندگي ميكنه پدرش به خاطر كارش هميشه تو سفره و مادرشم فوت كرده موضوع از جايي شروع ميشه كه دختره ميفهمه خواهرش دو شخصيتيه و همون طور كه درگير بيماري خواهرش ميشه عاشق ميشه ولي به خاطر خواهرش مجبور ميشه از عشقش دست بكشه....
[ یکشنبه 24 مهر1390 ] [ 10:56 ] [ الهام.الف ]
![]() این کتاب خلاصه شده ی یکی از رمان های زیبای شرلوک هولمز است و ترجمه ی بسیار دلپسند و روانی دارد. در پشت جلد این کتاب می خوانیم: (( شرلوک هولمز، کارآگاهی داستانی که نویسنده ی این کتاب او را نزدیک به یک قرن پیش خلق کرد، شهرتی بیش از آفریننده ی خود یافت و تا کنون خوانندگان بسیاری را مجذوب ماجرا های پیچیده و پر هیجان خود کرده است. داستانی که این کتاب بازگویی کوتاه شده ی آن است یکی از معروفترین ماجرا های شرلوک هولمز است و در دارتمور، شهری در جنوب غربی انگلستان، می گذرد: سرزمینی وحشی صخره های تو در تو و اراضی مرطوب و باتلاقی، که خاک های سبز و نرم آن به آسانی نیرومندترین افراد را در خود می بلعند و چه بسا در دل یک روز زیبای آفتابی ناگهان مه غلیظی آدمی را در میان بگیرد و به کلی ناپدید کند. درنده ی باسکرویل در چنین محیطی اتفاق می افتد.))
[ یکشنبه 24 مهر1390 ] [ 10:55 ] [ الهام.الف ]
![]() خلاصه کاملی از رمان موجود نیست ، قسمتی از کتاب: جوان بی اعتنا به چاپلوسی کاسب منشانه مدیر هتل با قدمهای بلند وارد سالن بزرگ هتل دربند شد . با ورود او برای یک لحظه همهمه ها فرونشست و چشم ها به او دوخته شد . مرد جوان پشت میزی که در یکی از گوشه های نزدیک به پیست رقص بود نشست و نگاهش مثل پرنده ای غریب و آشیانه گم کرده در سالن به پرواز در آمد ، بدون اینکه واقعا بتواند چیزی را تشخیص دهد یا چیزی توجهش را جلب کند .
[ یکشنبه 10 مهر1390 ] [ 10:12 ] [ الهام.الف ]
![]() "واریا مینفیلد" به عنوان منشی در یکی از شرکتهای بزرگ تجارت ابریشم مشغول به کاره و به تنهایی از مادر بیمارش مراقبت می کنه . یک روز ماریا به دفتر رییس شرکت احضار می شه و ادوارد بلیک ول از ماریا در خواست می کنه که در ازای گرفتن مبلغی به عنوان نامزد سوری پسرش "یان بلیک ول " برای عقد بزرگترین قرارداد تجاری ابریشم به همراه وی راهی فرانسه بشه و ...
[ یکشنبه 3 مهر1390 ] [ 10:35 ] [ الهام.الف ]
این رمان درباره دختری بنام شیدا است که به تنهایی در ساختمانی که رو به روی یک قبرستان متروک است زندگی می کند ولی او به تازگی احساس می کند هرجا که می رود سایه ای به دنبال اوست و... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:21 ] [ الهام.الف ]
مجید دوست علی و عاشق خواهر علی به نام نسترن است وقتی نسترن از انتظار خواستگاری مجید خسته میشود با حمید ازدواج میکند همه از اینکه نسترن با مجید ازدواج نکرد تعجب میکنند .مجید هم دیگر به خانه آنها نمیاید .یاسی خواهر نسترن حالا بزرگ شده و مجید بد از سه سال که یاسی را میبیند جوری برخورد میکند که یاسی دیگر آن نگاههای برادرانه را در او نمیبیند .نگاها و برخوردها عاشقانه است مجید یاسی را از جان عزیزتر میداند .نسترن به این عشق حسادت میکند مجید زندگی سرشار از عشقی به یاسی تقدیم میکند ولی... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:17 ] [ الهام.الف ]
نیاز به تازگی از آسایش گاه روانی مرخص شده و در محله ای خانه اجاره میکند تا بتواند روحیه ای تازه پیدا کند . همسایگانش به او میگویند که این محله به درد او نمیخورد ولی علتی برای این حرف خود ندارند . نیاز شبها در باغ پشت خانه نوری روشن میبیند و صدای شیون میشنود ولی میپندارد که اینها توهمات بیماری روانی است که باز گشته پس به آن توجهی نمیکند .تا اینکه به نزد دوست نقاش خود میرود و نقاش به او میگوید چند روز پیش زنی به او مراجعه کرده و از او میخواهد که نقاشی او را مرمت کند نقاش وقتی که به باغ میرود بیک تابوت و بعد با یک نقاشی که بسیار به نیاز شباهت داشته روبرو میشود.نیاز وقتی آدرس را از نقاش میپرسد میفهمد همان باغ پشت خانه او را میگوید پس به اسم مرمت نقاشی به آنجا میرود و با زنی اشنا میشود که عشقی آتشین را به تصویر … [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:15 ] [ الهام.الف ]
علی بهمنی جوانی روستایی است که شخصی بلند پرواز و مغرور است ، با وجود مخالفت مادرش تصمیم به رفتن به دانشگاه و ادامه تحصیل می گیرد ولی با وجود انگیزه قوی که برای درس خواندن داشته بخاطر یک شکست عشقی درس و دانشگاه را رها می کند و... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:14 ] [ الهام.الف ]
لوک به شانس اعتقاد زیادی دارد اما در اولین روز سال هفتم در مدرسه جدید کمد شماره 13 به او میرسد .دوست لوک هنا پشت سر هم شانس می آورد .راز خوش شانسی هنا چیست ؟!!! [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:13 ] [ الهام.الف ]
نوید و یگانه در شرف ازدواج هستند ولی یک حادثه باعث می شود که نوید به کما فرو رود و در عالم برزخ برادر دوقلوی خود امید که هرگز از وجودش اطلاع نداشته را ملاقات کند.... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:12 ] [ الهام.الف ]
دختری به نام پگاه که تک فرزند خانواده است با پسر عموی خودش به نام فرید به مهمونی دوستانه فرید میره و در اونجا با شخصی به نام مهران آشنا میشه که باعث دوستی و عشق بین مهران و پگاه میشه.از طرف دیگه پگاه با تجربه ای از یک رویا روبرو میشه که در حقیقت تجربیات یک روح رو در بدنش حس میکنه و برای پیدا کردن جواب سوالش به کنجاوی میپردازه تا اینکه بالاخره میفهمه روح سرگردان زنی که در بدنش بوده کسی نیست به جز... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:11 ] [ الهام.الف ]
امید و سارا که دختر عمو و پسر عمو هستند امید به سارا علاقه داره ولی قلبش رو باید عمل کنند و اون چون فکر می کنه ممکن زیر عمل بمیره نمی خواد عمل کنه سارا رو برای تابستان میاره خونه خودشون شمال و اون جا سارا می فهمه که به امید علاقه زیادی داره ولی امید از دوستش می خواد که با سارا ازدواج کنه تا سارا خوشبخت بشه قبل از مردن امید راببند…. [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:9 ] [ الهام.الف ]
شقایق بیماری قلبی دارد او در نوبت پیوند قلب است.شقایق عاشقانه به پسر عموی خود علی عشق میورزد . عمو به خاطر بیماری او با این ازدواج مخالف است . قلبی برای پیوند در دست است ولی خسرو به او میگوید با این شرط قلب را میدهد که شقایق با او ازدواج کند خانواده شقایق رضایت میدهند ، و شقایق به ناچار با خسرو ازدواج میکند. خسرو بسیار زیبا و ثروتمند است ولی شقایق همچنان عاشق علی است او محبتهای بیشمار خسرو را نادیده میگیرد خسرو به شقایق یک سال وقت میدهد تا زندگی با او را بپذیرد شقایق به مرور به خسرو علاقمند میشود ولی کسانی مایل نیستند که این علاقه پا بگیرد و در این میان سنگ اندازی میکنند ...
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:7 ] [ الهام.الف ]
شهره دختری که به عشق در نگاه اول اعتقاد داره و عشق پاک یکی از پسران فامیل به اسم یاشار رو نمی بینه ... در این میون دختری به اسم فروزان هم به یاشار علاقه داره و فروزان برادری به اسم فرزاد داره که عاشق شهره هست این دو طی نقشه ای به پسری به اسم سروش پول میدن تا سر راه شهره قرار بگیره و خودش رو عاشق اون نشون بده و شهره هم از همه جا بی خبر عاشق و شیدای سروش میشه .... یاشار از نقشه ی فروزان و فرزاد مطلع میشه و ....
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:6 ] [ الهام.الف ]
پریچهر دختری مهربان است با چهره ای معمولی که خواهری دارد به اسم گلی با چهره ای زیبا . او زندگی خود را وقف خواهر و برادرانش کرده و با این که زندگی مرفه ای دارند او حاضر به استخدام خدمتکار نیست. به دلیل اینکه استاد موسیقی خواهرش وقتی برای پختن غذا ندارد پری همیشه برای او غذا می فرستد و در ظرف غذای خود شاخه گلی تحویل میگیرد. تا اینکه روزی مجبور میشود برای برگرداندن خواهرش به کلاس موسیقی او برود و در آنجا استاد را میبیند و در یک نگاه عاشق او میشود. پری که همیشه از موسیقی گریزان بوده است تصمیم میگیرد موسیقی را یاد بگیرد تا اینگونه رهام(استاد) را بیشتر ببیند … [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:5 ] [ الهام.الف ]
پریچهر بعد از گذشت چند ماه هنوز مرگ عشقش افشین را باور نکرده و سیاوش پسر دایی او آمده تا معنی حقیقی عشق را به او یاد دهد و کمکش کند تا گذشته را فراموش کند ، آیا موفق می شود عشق را دوباره در قلب پری زیبایش زنده کند...؟! [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:4 ] [ الهام.الف ]
چه میکنی اگر قاتل نه تنها به دنبال تو باشد, بلکه از را ذهنت بتواند به مخفیگاه تو پی ببرد؟؟؟
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:2 ] [ الهام.الف ]
تینا و الی با هم خواهر هستن ولی الی بخاطر ... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 1:1 ] [ الهام.الف ]
داستان در مورد دختر شاداب و سرزنده ایه به نام لیلی که با خانواده خوب و پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی می کنه . همه چیز به نظرش عالی میاد ، اما حضور ناگهانی پسر دایی اش که ده سال ایران نبوده همه باور هاش رو به هم می ریزه . اون ها به هم علاقه مند میشن و یک سری اسرار خانوادگی هم فاش می شه که برای لیلی خوشایند نیست . پای پسر دایی هم درست وسط همه ماجراهاست .
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:45 ] [ الهام.الف ]
داستانه یه دختریه به اسم پریا که با یه پسری به اسم بهرام که تو خارج زندگی میکنه ازدواج میکنه (البته عاشق پسره همسایشون بوده اما چون از احساس واقعی اون خبر نداشته با بهرام ازدواج میکنه) اما اونجا متوجه میشه که بهرام مشکل روانی داره ! و ... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:44 ] [ الهام.الف ]
هیوا در صندوق پست خانه اش با نامه هایی برخورد میکند که برای او جالب است او کم کم عاشق نویسند نامه ها میشود .در هر جا میتواند دنبال نشانی از او میگردد . هیوا درتحقیقاتی که میکند میفهمد نام آن پسر افشین است که عاشق دختری به نامه ستاره بود و این عشق او را تا اوج میرسانده ولی روزی میفهمد که ستاره به او خیانت کرده و از همه زنان متنفر میشود. هیوا که دانشجوی پزشکی بوده روزی با بیماری مواجه میشود که پدر افشین است . هیوا طرح دوستی با خواهر افشین را میریزد و قصد برقراری ارتباط با افشین را دارد ولی…… [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:43 ] [ الهام.الف ]
بهرام آریایی در اول زندگی مشترکش با دلربا شکوری بر اثر یک سانحه رانندگی از دو پا فلج می شود و در میانه دست و پنجه نرم کردن با این ناتوانی احساس می کند همسرش مثل سابق به او علاقه ندارد و با فرد دیگری... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:40 ] [ الهام.الف ]
فرشاد و محمد با هم دوست هستند .فرشاد معماری و محمد پزشکی دانشگاه تهران درس میخوانند .فرشاد بسیار شیطان است و با دخترهای زیادی دوست است و به واسطه پول و زیبایی دوم به تله هیچ دختری نمیدهد ولی محمد نجیب و از خانواده معمولی است و دل به دختر دایی خود فرشته سپرده ولی هیچگاه با فرشته درمورد عشق خود صحبتی نکرده اما بزرگترها آن دو را نامزد میپندارند و محمد با این امید که فرشته نیز او را دوست دارد هیچگاه با فرشته دم از دلدادگی نمیزند .تا روزی...
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:39 ] [ الهام.الف ]
همه ی هستی من در رابطه با دختری است به نام هستی که با تمام غرور و تکبرش عاشق پسری از هم کلاسی هاش میشه و در صدد اینه که حس عشق مانی مقدم رو بیدار کنه و در این بین اتفاقتی که میفته و زندگی ادمهایی که با این دو نفر در ارتباط هستند پایه های قصه رو تشکیل میده...
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:37 ] [ الهام.الف ]
راحیل پنج سال است با پسر دایی خود به نام علی رضا قهر است او علت قهر علی رضا را نمیداند ولی عاشقانه او را دوست دارد . در صورتی که فرزاد پسر ی که کلی خاطر خواه دارد عاشق راحیل است راحیل نمیداند باید به حرف دلش گوش کند یا حرف ...
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:36 ] [ الهام.الف ]
داستان درباره ی دختری هستش که یه بار ازدواج کرده و از شوهرش جدا شده و بعد از مدتی به خارج میره و اونجا با به پسری اشنا میشه و.....
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:35 ] [ الهام.الف ]
صحرا در خانواده فقیری به دنیا اومده و بعد از مرگ پدرش مجبوره شده از سن 17 سالگی کار کنه، بخاطر چهره و اندام خیلی خوبی که داره به عنوان مانکن شروع به کار میکنه بر حسب تصادف با آیدین و پدرش که خیلی پولدار هستن آشنا میشه و همزمان هر دو اینها عاشق صحرا میشن اما صحرا به هیچ کدوم علاقه ای نداره از طرفی پدر آیدین وعده تامین زندگی خانواده صحرا را میده و از طرف دیگر آیدین مدام صحرا را تهدید می کند که نباید با پدرش ازدواج کند و صحرا دچار تردید در تصمیم گیری میشه...
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:34 ] [ الهام.الف ]
آقای احمد شمس که مردی ثروتمند و شریف است صاحب شرکت بزرگی است و با وجود سن بالای خود دل در گرو محبت منشی جوان خود ستاره دارد ولی بی خبر از آن است که ستاره دختری زخم خورده است که از سالها قبل تشنه انتقام گرفتن از آقای شمس می باشد... [ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:31 ] [ الهام.الف ]
علی مولایی بعد از چند سال موفق به خرید خانه ای می شود که خواهر بزرگش نرگس روزی در آن خانه به عنوان پرستار کار می کرد ، علی برای پیدا کردن ردی از خواهر گمشده اش به انباری خانه می رود و تمامی مدارک آنجا را بررسی می کند و به ناگاه دفتر خاطرات خواهرش را پیدا می کند و این دفتر آغازی به پی بردن اسرار خانه یگانه ها می شود...
[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 0:30 ] [ الهام.الف ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||